تبليغاتX
ذهن زیبا
بزرگ بیندیشید حتی زمانی که اوضاع بر وفق مرادتان نیست.

من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه می پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
ای سکوت ای مادر فریاد ها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
 تا در آغوش تو در راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یاد ها
 من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ای مادر فریاد ها
گم شدم در این هیاهو گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من
گر سکوت خویش را می داشتم
زندگی پر بود از فریاد من
 

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 وقتی دعا می کنم احساس عجیبی دارم  خواسته ام روی بال فرشته ای که از طرف خداوند ماموریت داده شده می نشینه،فرشته  به سمت آسمون پرواز می کنه اوج میگره اونقدر اوج میگیره که دیگه از دید من خاکی دور میشه تا میرسه به خدا، خدا به فرشته هاش می گه از زمینیان برای من چه پیغمامی دارید  فرشته ها در پاسخ می گن نیاز و حاجت انسانهای روی زمین و تویی تنها براورده سازنده نیازها یا قاضی الحاجات

  خدا تمام نامه ها را یکجا می خونه و به همه آنها یکجا پاسخ می ده به در پاسخ به دعای بعضی ها میگه  هنوز زود است که این دعا را برای این بنده ام براورده نمایم و در فرصت مناسب تری  در بهترین حالت به او خواهم داد   به برخی دیگر اینگونه پاسخ می دهد اگر این دعا را براورده نمایم بنده ام دچار گرفتاریهای بعدی خواهد شد پس من چیز دیگری را به جای آن می فرستم و حاجت  برخی دیگر را نیز براورده می نماید و پاسخ آن دعاهایی را که بر آورده نموده را٬ بر بال فرشتگان می گذارد و به آنها ماموریت می دهد که به  زمین برگردید و به بندگان من پاسخ این دعاها را برسانید و بگویید تنها از من یاری جویید و بر من سجده کنید زیرا که من مهربان ترین مهربانان هستم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عشق در سراسر وجود انسانها جاری است انسانی عاشق انسانی دیگر می شود و از حضور یکدیگر و در کنار هم بودن لذت می برد انسانی عاشق کتابی می گردد و  و نکته ای از آن کتاب می آموزد  لذت می برد انسانی عاشق طبیعت می شود و از حضور آن و زیبایی آن  احساس شعف میکند  پدر و مادری فرزندشان را می بینند و از لحظه به لحظه با او بودن لذت می برند و رشد و کمال فرزندشان را شاهد هستند

عشق در سراسر وجود انسانها جاری است زیرا حضرت دوست خود مظهر عشق و زیبایی است  و این نعمت زیبا را به ما  انسانها نیز ارزانی نموده است

"دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد

 آدمی را همواره در پی گمشده اش

 ملتهبانه به هر سو می کشاند

 خدا، آزادی ، هنر ، دوست

 در بیابان ِ طلب بر سر راهش منتظرند

 تا وی کوزه خالی خویش را

 از آب کدامین چشمه پر خواهد کرد؟

درد بودن، درد ماندن، از بهشت رانده شدن ... عشق، بار امانتی که کوهها به دوش نکشیدند و انسان به دنبال مهرآوه خویش گشت و گشت امّا... "

دکتر گرانقدر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

برخی از ادمها عقیده دارند کوهنوری ورزش بسیار زیبا و فرح بخشی است  مخصوصا وقتی که با همه تلاشها و سختیها به قله می رسی  به نظر من  کوه رو میشه به زندگی شبیه کرد و کوهنورد را به یک انسان برخی ادمها وقتی شروع به کوهنوردی می کنند ایستگاه اول جا می زنند و دیگه ادامه نمی دن برخی دیگه تا وسط راه می روند و بر می گردند اما یک گروه که همت و تلاش والایی دارند مسیر را  با همه سختیها تا قله طی می کنند میگن آغاز هر موضوعی می بایست یکسری مقدمه چینی انجام داد و بعد شروع به صحبت کرد حالا شده حکایت ما من و  سمیه (یگانه من) حدود دو سال است که باهم دوست هستیم یک روز  بلاخره تصمیم گرفتیم بریم کلاس رانندگی ثبت نام کنیم و ثبت نام کردیم استادمون فردی بسیار شل و وارفته بود که جلسه اول گذشت دیگه جلسه دوم تا حدی تونستیم این رو بشناسیم که برای این کار ساخته نشده این کلاس رفتن ما شده بود داستان.

 همه ده روزه کلاس می روند ما حدود یک ماه کلاس رانندگی می رفتیم اشتباه نشه فکر نکنید خدای ناکرده ما از نظر هوش و اینجور حرفها مشکل داشتیم نه  استاد ما یک روز عروسی دعوت بودند کلاس رو لغو می کردند یک  روز دیگه اسباب کشی داشتند باز هم کلاس لغو می شد و یک روز هم رئیس ما اجازه خروج از شرکت رو نمی داد تا بلاخره پس از تلاشهای مستمر و همت متعالی که بالا خدمتان عرض نمودم 10 جلسه ما به پایان رسید

مرحله اول

امتحان آیین نامه

هفته اول بعد از برگزاری کلاس و بعد از کلی خوندن اومدیم که بریم امتحان بدیم وقتی رسیدیم آموزشگاه به ما گفتند شناسنامه، ما گفتیم یادمان رفت امتحان موکول شد به هفته بعد

هفته دوم  برگزاری نمایشگاه از طرف محل کار، امتحان لغو شد

هفته سوم  به دلیل عدم خواندن من و سمیه و اعتماد به نفس بالا و برای تقویت پایه رفتیم امتحان دادیم و هر دو رد شدیم

دیگه سرتون رو درد نیارم هفته چهارم  با هزار دردسر رفتیم امتحان دادیم و آیئین نامه قبول شدیم

مرحله دوم  امتحان شهر

هفته اول فراموشی مجدد شناسنامه

هفته دوم امتحان و رد شدن در آن ( بالاخره پیش میاد دیگه اینجانب با وجود انجام تمام مراحل پارک دوبل ماشین همچنان وسط خیابان باقی مانده بود نمی دونم چرا، و سمیه هم با همت والا یی که داشت سه بار ماشین رو خاموش کرد سرهنگ هم گفت لطفا برید پایین امیدوارم دفعه بعدی قبول شید

ما که کم نیاوردیم می خواستیم پایه مون قوی بشه رفتیم کلاس مجدد

هفته سوم

حسابی اماده امتحان بودیم گفتیم این دفعه بریم قبولیم، که از شانس ما هوا صاف بود یه دفعه هوا  ابری شد برف  و بارون شدیدی بارید و زمین لغزنده و باز هم امتحان کنسل شد

هفته چهارم

به خاطر مشکلات کاری امتحان ندادیم

هفته پنجم

بلاخره بعد از تلاشهای مستمر و مطلع شدن کلیه همکاران از این پروسه امروز که می بایست در کتاب رکورد گینس به عنوان طولانی ترین زمان دریافت گواهینامه ثبت بشه، موفق به دریافت گواهینامه رانندگی شدیم (سه ماه)

با ارزوی موفقیت برای همه دوستانی که می خواهند گواهینامه رانندگی دریافت نمایند

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |