|
|
|
|
|
شگفتا وقتی که بود نمی دیدم وقتی که می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد تو تشنه آتش باشی و نه آب و چشمه که خشکید چشمه از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد به هوا رفت آتش کویر را تافت و در خود گداخت تو تشنه آب گردی و نه آتش و بعد .. عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو گداخت دکتر علی شریعتی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
||