|
|
|
|
|
تا حالا شده خسته بشی از خودت
تا حالا شده حوصله خودت رو هم نداشته باشی تا حالا شده دنبال آرامش بگردی و اون رو جستجو کنی اینها شرح کوچیکی از حال منه خیلی خسته ام احساس می کنم سیاهی و تاریکی قلبم بیشتر شده و روشنایی اون کمتر و کمتر یه احساس خفگی تمام وجودم رو فرا گرفته همه اینها از محیط کارم نشات می گیره صبح که از خواب بلند می شم بعد از راز و نیاز با خدا به محض اینکه پا تو محیط کارم می ذارم انگار پا توی بخش تاریک قلبم گذاشتم از اول صبح همه به ظاهر به هم سلام میکنند و خودشون رو باز هم به ظاهر دوست جلوه می دهند ولی وقتی پای صحبت هر کدومشون می شینی می بینی دوستی که با هم دارند خاله خرسه است دائما مشغول حرف زدن در مورد دیگرانند که فلانی چیکار کرد و بهمانی چی گفت و غیبت و غیبت و غیبت و غیبت وای چقدر از این واژه متنفرم چقدر از خودم بدم می اد از اینکه گاهی اوقات خودم هم به دامش می افتم از خودم هم متنفرم خدایا کمکم کن دیگه دارم کم می ارم خدایا می دونم اگه کمتر گناه کنم خود به خود آرامشم هم بیشتر می شه خدایا خدایا خدایا کمکم کن |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوست خوبم
حرکت به سمت نور مثل هر چیز دیگه تو این دنیای مادی سخته سخت از دید یک ادم سخت؛ نه از دید عاشق می تونی لذت ببری و می تونی دلتنگ باشی انتخاب با توست من به تو اختیار دادم هر روز این جمله ها رو با خودم تکرار میکنم اما گاهی غالب بر جمله و گاهی مغلوب از اونها
در این کش و قوس بین روح عاشق و روح گله مند رها از هر چه من ما داریم راه سخت رو می ریم تا به ما برسیم سرچشمه ای که هیچ وقت خشکی نداره و همیشه از شاه راه عشق و محبت سیراب میشه و دوباره حرکت و جوشش خودش رو شروع می کنه دوست خوبم ممنونم که دوباره من رو به نوشتن وا داشتی و ممنونم از اینکه تا به حال دوست خوبی برای من بودی و باز هم ممنونم از اینکه دریچه هایی از زندگی رو به سوی من روشن کردی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط
|
|
||